امروز صبح دلم شکست. خیلی گریه کردم و سبک شدم. تو محیط کار هم حس خوبی داشتم. به همه همکارا با روی متبسم روبرو شدم. سعی کردم به همه محبت کنم. وقت استراحت موضوعی مطرح شد که به شعرخوانی بین من و یکی از همکارام در رابطه با اون موضوع انجامید اون میخوند و من میخوندم. فضای احساسی و لطیفی حاکم شد. با یکی از بیتهایی که خوندم همکارم دلش لرزید و چشمش تر شد. فکر نمیکردم اینقدر دلش نازک باشه. اما طبیعیه کسی که اینقدر با شعر مأنوس باشه روح لطیف و پاکی داشته باشه. امروز سعی کردم افکارم رو کنترل کنم و با همه مهربون باشم. وقتی احساس میکنم ممکنه کسانی رو در گذشته رنجونده باشم بغض گلومو میگیره.
برچسب:
نویسنده: بنیامین موسویپور